به بهانه دومین سالگرد فوت؛ ناگفته های پدر بهنام صفوی

on .

behnamsafaviروز 23 اردیبهشت ماه دومین سالگرد فوت خواننده محبوب کشورمان بهنام صفوی است. خواننده ای که در 35 سالگی بدلیل تومار مغزی در اوج شهرت جان خود را از دست داد و در قطعه هنرمندان شاهین شهر اصفهان به خاک سپرده شد. او لقب «سلطان آرامش» و «پسر مؤدب موسیقی ایران» را داشت.

جوانی اهل ماهشهر که با قدم های استوار خود پله های ترقی را طی کرد، جوانی که حتی در زمان بیماری رسالت هنری خود را انجام و با برگزاری کنسرت، شادی را به طرفدارانش هدیه می داد. 15 تیر ماه سال 62 در شیراز بدنیا آمد سپس به همراه خانواده بدلیل شغل پدرش به بندر ماهشهر نقل مکان می کنند. بهنام در سن 17 سالگی مسئول موسیقی بندرماهشهر شد و در آن زمان جوانترین مسئول موسیقی کشور بود.

به مناسبت دومین سالگرد فوت این هنرمند دیداری با پدر و مادرش که ساکن شاهین شهر هستند داشتیم. کوچه شلوغی بود اما وارد حیاط آپارتمان که شدیم روح گل ها، آن شلوغی را محو می کرد. جناب صفوی بزرگ همانند تمام جنوبی های عزیز خونگرم و البته آرام بود. زمانیکه از خاطرات بهنام صحبت می کرد در لحن صدایش غم را حس می کردم. از زمان خاکسپاری تاکنون بسیار شکسته شده بود.

از او خواستم در مورد دوران کودکی و نوجوانی بهنام صحبت کند. او از اینکه یاد و خاطره پسرش را زنده نگه می داشتیم تشکر کرد و از این بابت بسیار خوشحال بود، جملات را بسیار آرام و واضح ادا می کرد و متانت رفتارش بر فضای اتاق حاکم شده بود.

جناب محمدعلی صفوی سخنش را با این جمله آغاز کرد که بهنام کار هنریش را از دوران طفولیتش آغاز کرده بود و آنها از 6 سالگی این نبوغ را در او دیده بودند، ابتدا کارش با سازهای ضربی بود به طوریکه در سن 7 سالگی به عنوان نوازنده برای نمایش های عروسکی دعوت می شد. او بدون هیچ معلم و استادی در مسیر موسیقی قدم برداشت.

به گفته پدرش آنها در زمان جنگ در منطقه بندرماهشهر که یک منطقه جنگی به شمار می آمد زندگی می کردند. آنجا امکانات خاصی برای آموزش نداشت و با علاقه بسیار خودش و مشوق اصلی که مادرش بود این مسیر سخت را ادامه داد. در سن 11 سالگی کاملا به ساز ارگ ، پیانو و سنتور مسلط شده بود و آنچنان در روابط اجتماعی موفق بود که چندین هنرجوی موسیقی در سن های بالاتر در حد مهندس و دکتر داشت. در سن 17 سالگی ایشان به عنوان مسئول موسیقی بندر ماهشهر از طرف اداره ارشاد اسلامی شهرستان انتخاب شد و او اولین مسئول موسیقی کشور در این سن بود. جناب صفوی ادامه دادکه در آن زمان مجله «نور خوزستان» با بهنام یک مصاحبه انجام داد و مطلب با تیتر«مصاحبه با جوانترین مسئول موسیقی کشور» منتشر شد.

به همت بهنام چندین گروه موسیقی در بندر ماهشهر تشکیل شد و کنسرت هایی هم در بندر ماهشهر، آبادان و سایر شهرستان های استان خوزستان اجرا کردند. او آهنگساز، تنظیم کننده و خواننده بود و در هر سه رشته با علاقه کار می کرد. سال 82 در دانشگاه نجف آباد اصفهان رشته عمران قبول شد و از همان زمان از بندر ماهشهر خارج شد تا تحصیلاتش را ادامه دهد و به شاهین شهر آمد.

قطعه «تمام رویاهای من» اولین کارش در زمان دانشجویی بود که بعدها آن را منتشر کرد. اولین کار خوانندگی اش با قطعه ای بنام «علی اکبر» کلید خورد که یکی از قطعات آلبوم بوی سیب بود. بعد از آن وارد کار حرفه ای اش شد و به تهران نقل مکان کرد.

  • تمنا او را هم به اوج برد هم به غرق دریا

اولین کار حرفه ای اش بنام «تمنا» بود، بهنام آهنگسازی و تنظیم کنندگی این قطعه را بر عهده داشت، اما زمانیکه اتودهای کار را می خواند تهیه کننده به او پیشنهاد داد که خودش آهنگ را بخواند، خوشبختانه او این کار را به خوبی انجام داد و بعد به صورت کلیپ تهیه و در تمام شبکه های خارج از کشور پخش شد. بهنام با آن تک آهنگ توانست به خود ایمان آورد که می تواند در خوانندگی هم موفق باشد، متاسفانه محدودیت هایی را در داخل از کشور برای او به ارمغان داشت و 5 سال ممنوع الفعالیت شد. او در اوج شور و توان جوانی بود، برای کسی که می خواهد کار کند اما دست هایش بسته است واقعا عذاب آور بود.

جناب صفوی با مکثی طولانی نشان داد حرف های زیادی را در سینه خود نگه داشته است و آرام با همان متانت خاص خود ادامه داد که بهنام با انجام فعالیت هایی توانست از این ممنوعیت کاری بیرون آید و اولین آلبومش را بنام «عشق من باش» با همکاری سیروان و زانیار خسروی انجام دهد. تیتراژهای مختلفی برای صدا و سیما تهیه کرد تا آنجا که ذهن جناب صفوی یاری می کرد به برنامه ای با مجری گری آقای کرمی بنام صبحی دیگر، تیتراژ برنامه سلامت اشاره کرد و همچنین گفت که به دعوت آقای دهنمکی تیتراژ اخراجی های 3 را خوانده است.

بهنام آلبوم دوم را بنام «فوق العاده» منتشر کرد که خوشبختانه هر دو آلبومش بازخورد خیلی خوبی داشت و همین بازخوردها باعث تشویقش شد. پدرش ادامه داد که بهنام در منطقه جنگی و بدون امکانات خاص وارد عرصه موسیقی کشور شد. به اعتقاد پدرش باید توان بالایی داشت که بتوان در این بازار ماند و خود را نشان داد و او با همت و اراده ای که داشت، توانست اینکار را انجام دهد.

بهنام چند قطعه کار کودک با همکاری کودکی بنام فاطیما انجام داد، پس از آن اجرای کنسرت های بهنام آغاز شد. قطعه «عشق من باش» را با همکاری جناب یحیی مشایخی که از مردان نیک جامعه هنری است انجام داد، بعد از آن با آقای جلیل پور برای آلبوم های بعدی اش همکاری داشت. «آرامش» و «معجزه» آلبوم های سوم و چهارمش بودند.

جناب صفوی مقداری خودش را جمع کرد و تمرکز خاصی را روی ادای جملات بعدی نشان داد، او گفت که بهنام در عمر 35 ساله خودش کارهایی کرد و اثرهایی از خودش به جا گذاشت که ماندگار شد. تک آهنگ هایی برای نیمه شعبان«ای جان»، امام رضا «نامه عشق» که هر کدام بارها شنیده شدند. تک آهنگی به مناسبت نوروز سال 89 با همکاری فرزاد فرزین و علی اصحابی بنام «تو نزدیکی ...» و بسیاری دیگر را داشته است.

پدر بهنام در ادامه به خصوصیات پسرش اشاره کرد و گفت که او انسانی محفوظ به حیا بود، متانت خاصی داشت و بسیار مؤدبانه با دیگران رفتار می کرد به هوادارانش خیلی احترام می گذاشت، هر گاه کنسرتی داشت بعد از اجرا با تمام خستگی و حتی با وجود بیماری اش به درخواست های طرفدارانش احترام می گذاشت.

  • شاید تشخیص اشتباه باعث بزرگ شدن تومورش شد

جناب صفوی در تمام لحظات صحبتش حس افتخار را می شد دید، با غرور و متانتش نام قطعه های بهنام را بر زبان می آورد و حالا رسیده بودیم به سال 93 سالی که تومور مغزی بهنام تشخیص داده شد. او ادامه داد که با پزشک صحبت کردیم، گفت نیاز به عمل ندارد تا یکسال... متاسفانه شاید تشخیص درست نبود، شاید اگر همان موقع عمل می کردیم بعد از یکسال آن تومور آنقدر بزرگ نمی شد به حدی که دچار تشنج های مکرر شود.

پدر بهنام گفت که تیر ماه سال 94 تصمیم به عمل جراحی گرفتیم. پروفسور باباپور عمل جراحی را انجام داد، عمل به خوبی پیش رفت به طوریکه بعد از 2 ماه بهنام کنسرتی را در برج میلاد برگزار کرد. من و مادرش برای اولین بار به اجرای کنسرتش رفتیم. استقبال خیلی زیاد بود و طرفدارانش انرژی فوق العاده ای به او می دادند.

بعد از آن وارد یک قرارداد کاری شد که از سال 96، هشتاد برنامه ارگانی و کنسرت اجرا کند.

به گفته پدرش آنها از او درخواست کردند که کارش را کنار بگذار چون استرس، نور و صدا برایش تشدید کننده بود. جناب صفوی با لحنی آرام گفت: شاید به خودش الهام شده بود که یک رسالت هنری دارد و باید انجام دهد و فکر میکنم می دانست که موندنی نیست. سال96 برای عمل دومش به آلمان رفتیم و پروفسور سمیعی او را عمل کرد، آخرین برنامه اش خرداد 96 بود در صدا و سیما شبکه 3، من همینجا(شاهین شهر) داشتم برنامه اش را تماشا می کردم احساس کردم این بهنام دیگر توان ندارد و چرا با این حالش کار اجرایی می کند؟ بعد از برنامه با من تماس گرفت و گفت: پدر بدنم از سمت چپ در حال فلج شدن است. من بلافاصله به تهران رفتم و ظرف مدت کمتر از 2 هفته تدارکات سفر به آلمان را انجام دادم، با پروفسور سمیعی هماهنگ کردیم و دقیقا تیرماه سال 96 در بیمارستان اینی هانوفر آلمان عمل دوم را انجام داد. یک ماه به تنهایی از او مراقبت کردم. در آن کشور مردم آلمان و ایرانی های مقیم آنجا خیلی به من و بهنام لطف کردند و من هیچ گاه فرصت نکردم از آنها تشکر کنم و بگویم که چقدر انسان های والا و ایرانی های خوبی آنجا داریم و باید به آنها افتخار کنیم که آنقدر به هنرمندانشان ارج می گذارند. من دقیقا انسانیت و نوع دوستی را در آنجا تجربه کردم و بهنام تا زمانیکه زنده بود همیشه از آن قضیه لذت می برد. بعد از آن به ایران بازگشتم و بعد از 10 روز مجددا برای پرتو درمانی به آلمان رفتم (20 جلسه) اما متاسفانه هر روز تحلیل می رفت تا جائیکه صدا، بلع و نیمه بدنش فلج شد و کاملا زمین گیر شد.

27 فروردین سال 97 وقتی بحران تنفسی برایش پیش آمد و در همین خانه(شاهین شهر) بستری بود او را به بیمارستان میلاد اصفهان بردم، یک سال بعد در سال 98 حدود 20 و چند روزی در بیمارستان بود و با بحرانی شدن وضعیتش به رحمت خدا رفت. من احساس می کنم رسالتش را انجام داده است.

پدر بهنام از مردم شاهین شهر، اصفهان و تمام شهرهای ایران که در طول این دو سال بر سر مزار پسرش حاضر شدند تشکر کرد. او از روز تشیع جنازه صحبت کرد و گفت: ما در شرایط بحرانی بودیم و به هیچ عنوان تصور حضور هموطنان عزیز را نداشتیم واقعا حضور آنها تسکین دهنده بود که این همیاری و همدلی را میدیدیم.

من در طول هفته 2 یا 3 بار بر سر مزار میروم و حضور مردم عزیز را می بینم و افتخار میکنم که چنین فرزندی را داشتم.

پدر بهنام در خصوص انتخاب شهر برای دفن بهنام توضیح داد که از او خواستن مزار بهنام در تهران و یا اصفهان باشد اما او گفته است چرا شاهین شهر خاک نشود؟ او در این شهر هم کار هنری انجام داده است و این شهر یک قطعه هنرمندان دارد و باید همینجا در نزدیکی خودم دفن شود. من و همسرم وقتی بر سر مزارش حاضر می شویم آرامشی خاص میگیریم.

گفتنی است؛ بهنام صفوی روز دوشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۸ بعد از ۶ سال مبارزه با بیماری تومور مغزی در اصفهان درگذشت اما دو روز بعد از درگذشتش یعنی روز چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۸ به خاک سپرده شد. روز چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۱۰ صبح مراسم وداع و اقامه نماز بر پیکر وی در خانه هنرمندان اصفهان برگزار گردید. این مراسم با حضور هواداران وی انجام شد. سپس بلافاصله پس از اتمام مراسم، پیکر وی را برای خاکسپاری به آرامستان بهشت معصومه شاهین‌شهر منتقل کردند. در شاهین‌شهر نزدیک ۳ هزار نفر برای خاکسپاری بهنام صفوی حضور پیدا کرده‌بودند، مراسم بعدی مراسم هفت بهنام صفوی بود که این مراسم در مسجد جامع شهرک غرب تهران با حضور گسترده هنرمندان و طرفدارانش برگزار شد. مراسم‌های بزرگداشت بهنام صفوی در شهرهای بندر ماهشهر، اصفهان، شیراز و تهران نیز برگزار شد. هنرمندانی از قبیل علیرضا افتخاری، محمد علیزاده، سیروان خسروی، زانیار خسروی، شهاب رمضان، بهنام بانی، علی لهراسبی، امیرعباس گلاب، گروه سون، شهرام شکوهی، احسان خواجه‌امیری، سعید شهروز، روزبه بمانی، حسین شریفی، سید جواد هاشمی، مسعود ده‌نمکی، هومن حاجی‌عبداللهی، محسن افشانی، امیرمحمد متقیان، پرویز شفیع‌زاده و در مراسم هفت بهنام صفوی در تهران حضور داشتند.

سَویّا رضایی