Ph6025.jpg

چشم انتظار ناژوان

on .

kavirناژوان، پا برجا مانده از دل تاریخ اصفهانم، این روزها چرا رنگت پریده است همچون انسان با خبر از لحظه مرگش.

تو که با سرو و کبوده های بلند قامتت گویی آب و خاک و آسمان را دست به دست هم داده ای چرا برگ سرو و کبوده هایت همچون گونه زنان ایلیاتی عزیز از دست‌ داده خش دار است.

تنها امید زنده ماندن و ادامه دادن این حیات بلا تکلیف در وانفسای خاکستری آسمان و زمین.

کجاست امید زنده رودی که قرن ها محکم در آغوشت جا داده بودی برای روز مبادای نا امیدانت.

صحنه گردان مهمانی رقص صخره و آب و درخت،کجاست در آغوش کشیدن عاشقانه هایت.

زنده رودت را در دلگیرترین روزهای حیاتش در دل خود جای داده ای و به روی خودت هم نمیاری.

این منم یکی از هزاران مهمانت به امید پناهت اما کو پناه دل گرمت.

این منم اینجا با دلی تنگ از در آغوش نداشتن گذشته های زیبایم با تو.

آن روزها که تو زیبا بودی و زاینده رودت جاری و من و تو از با هم بودن خرسند.

اما حالا، هم تو تنهایی هم من و چشمان بی پناهانت خیس،شاید این اشک ها تن زاینده رودت را تر کند و به حرمت آن جاری شود.

شاید این اشک ها بهانه ای شود برای آنکه کشاورزان پایین دست تو از شرمندگی فرزندانشان در بیایند که دیگر روی شب خانه رفتن را ندارند، از بس زمینهایشان را آب ندادند و جوانه ای ندیدن.

شاید نتوانند برای شب عید فرزندانشان چیزی بگیرند، اما لااقل وعده روزهای بعد از عید را که می توانند بدهند.

نویسنده: وارگه

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

ویدیو

آگهی مزایده فروش زمین تجاری، نمایشگاهی و خدماتی شمال استان اصفهان

پروژه سرزمین هزار پیشه شاهین شهر اصفهان